بهتر آمدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بهتر آمدن . [ ب ِ ت َ م َ دَ ] (مص مرکب )غلبه کردن . فائق شدن : و از وی [ از بلغار] مقدار بیست هزار مرد سوار بیرون آید که با هرچند که بود از لشکر کافران حرب کنند و بهتر آیند. (حدود العالم ). و ایشان [ مردم روس ] با همه ٔ کافران که گرد ایشان است حرب کنند و بهتر آیند. (حدود العالم ).