بهرام سالکی | مثنوی گرگ نامه | ۵۷ - زارعی، بر آسمان نالد، ببار
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
زارعی، بر آسمان نالد، ببار کوزهگر خواهد ز باران زینهار ضارب و مضروب، هر دو در فغان هر دو خواهان کمک از آسمان قاتل و مقتول و معشوق و رقیب چشم استمدادشان بر مستجیب چونکه سود این، زیان آن یکیست گو فلک را زین میان تکلیف چیست؟ یاور صیاد باشد وقت صید یا رهاند صید را از دام و قید؟