بهشت رو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بهشت رو. [ ب ِ هَِ ] (ص مرکب ) بهشت روی . در صفات خوبان ساده روی استعمال کنند. (آنندراج ). آسمانی روی . (ناظم الاطباء). زیباروی . که رویش در زیبائی چون بهشت باشد : مرا بعشق ملامت مکن که عشق مرا ز روی خوب تو گشت ای بهشت رو، آئین . فرخی . بهشت روی من آن لعبت پری رخسار که در بهشت نباشد به لطف او حوری . سعدی . و رجوع به بهشتی رو و بهشت سیما شود.