بو گرفتن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گِ رِ تَ) (مص ل.) گندیدن، فاسد شدن.مترادفها و واژههای مرتبطبدبو شدن، بویبد دادن، بویناک شدن، گندیدن، گندیده شدن، متعفن شدنواژه قبلی: بو بردنواژه بعدی: بوآ