بودلف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بودلف . [دُ ل َ ] (اِخ ) حکمران اران ممدوح اسدی : اسدی را که بودلف بنواخت طالع و طالعی بهم درساخت . نظامی . رجوع به ابودلف کرکری شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بودلف . [دُ ل َ ] (اِخ ) حکمران اران ممدوح اسدی : اسدی را که بودلف بنواخت طالع و طالعی بهم درساخت . نظامی . رجوع به ابودلف کرکری شود.