بوس کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بوس کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بوسیدن : سخنگوی رومی چو پاسخ شنید زمین بوس کرد آفرین گسترید. فردوسی . چو رستم به نزدیک مهتر رسید زمین بوس کرد آفرین گسترید. فردوسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بوس کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بوسیدن : سخنگوی رومی چو پاسخ شنید زمین بوس کرد آفرین گسترید. فردوسی . چو رستم به نزدیک مهتر رسید زمین بوس کرد آفرین گسترید. فردوسی .