بچگانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بَ چِّ نِ) (ص.) مربوط یا منسوب به بچه مجازاً نسجیده، احمقانه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بَ چِّ نِ) (ص.) مربوط یا منسوب به بچه مجازاً نسجیده، احمقانه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بچگانه . [ ب َ چ َ / چ ِ / ب َچ ْ چ َ / چ ِ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی، ق مرکب ) کودکانه . منسوب و متعلق به بچه . (ناظم الاطباء). که طفل را بکار آید. که مناسب طفل خردسال باشد. طفلانه . متعلق به بچه ها. درخور بچه ها. ◄ از روی نادانی . حماقت آمیز. و رجوع به بچه شود.
مترادف و متضاد واژهدان
مربوط بهکودکان مناسب کودکان، درخور اطفال، نسنجیده، نپخته، ناپخته، نامعقول، غیرعقلایی
فرهنگ طیفی واژهدان
کودکانه، دخترانه، پسرانه نازدار صغیر، جوان تازه/نو ظریف، خرد، کوچک
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی