بی بدی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی بدی . [ بی ب َ ] (ص مرکب ) چیزی که دارای بدی نباشد وعاری از عیب و نقص بود. (ناظم الاطباء) : چو خورشید تابنده او بی بدیست همه کار و کردار او ایزدیست . فردوسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی بدی . [ بی ب َ ] (ص مرکب ) چیزی که دارای بدی نباشد وعاری از عیب و نقص بود. (ناظم الاطباء) : چو خورشید تابنده او بی بدیست همه کار و کردار او ایزدیست . فردوسی .