بی بضاعت/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ عَ) [ فا - ع. ] (ص مر.) تهیدست، کم سرمایه.مترادفها و واژههای مرتبطبیبرگ، بیپول، بیسرمایه، بیمایه، بینوا، تنگدست، تهیدست، فقیر، محتاج، مسکین ≠ دولتمند، صاحبمکنت، غنیواژه قبلی: بی برگیواژه بعدی: بی بند و بار