بی بند و بار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ دُ) (ص مر.) لاابالی، بی قید.مترادفها و واژههای مرتبطبیقید، شلخته، لاابالی، لاقید، ولنگار، یالانچی ≠ مرتب، منضبط، منظمواژه قبلی: بی بضاعتواژه بعدی: بی بها