بی حرف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی حرف . [ ح َ ] (ص مرکب، ق مرکب ) بی سخن و بدون تکلم . ◄ بدون رد کردن . ◄ بدون شک . ◄ فوراً و فی الفور. (ناظم الاطباء). ♦ بی حرف پیش ؛ (در تداول عامه ) تعویذگونه ای است که پیش از عمل و اقدام یا کاری که کنند یا واقع شود گویند چه معتقدند کاری را که از پیش از وقوع آن خبر دهند آن نخواهد شد. (یادداشت بخط مؤلف ).