بی خواست
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی خواست . [ خوا / خا ] (ق مرکب ) بی طلب . بدون آنکه خواهند. بی نیت و اراده و قصد قبلی . ◄ ناطلبیده . (غیاث ) (آنندراج ). بدون اراده . (ناظم الاطباء). ♦ بی خواست خدا ؛ بدون مشیت خدا. ◄ بی تلاش . (غیاث ) (آنندراج ).