بی خیال/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ص مر.) ۱- بی فکر، بی اندیشه. ۲- غافل. ۳- بی غم، لاقید.مترادفها و واژههای مرتبطبیغم، بیفکر، بیقید، غافل، سهلانگار، لاابالی، لاقیدواژه قبلی: بی خودواژه بعدی: بی درنگ