بی دست و پا/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دَ تُ) (ص.) مجازاً فاقد زیرکی ی ا ورزیدگی لازم برای کار و فعالیت، دست و پاچلفتی.مترادفها و واژههای مرتبطبیعرضه، بیکفایت، بیبخار، دستوپا چلفتیناتوان، ضعیفواژه قبلی: بی دریغواژه بعدی: بی دستگاه