بی دستگاه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دَ) (ص مر.) بی سر و سامان، بی سرمایه.واژه قبلی: بی دست و پاواژه بعدی: بی دولتی