بی زاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی زاد. (ص مرکب ) بی زاده . بی فرزند. بی نسل .
بی زاد. (ص مرکب ) (از: بی + زاد عربی ) بی توشه . آنکه زاد ندارد. (یادداشت مؤلف ): ارمال ؛ بی زاد ماندن قوم . (تاج المصادر بیهقی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی زاد. (ص مرکب ) بی زاده . بی فرزند. بی نسل .
بی زاد. (ص مرکب ) (از: بی + زاد عربی ) بی توشه . آنکه زاد ندارد. (یادداشت مؤلف ): ارمال ؛ بی زاد ماندن قوم . (تاج المصادر بیهقی ).