بی زیانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی زیانی .(حامص مرکب ) بی ضرری . بی گزندی . بی آسیبی : گر از اخترم بی زیانی بود شما را ز من شادمانی بود. فردوسی . گر ایزد مرا زندگانی دهد وز آن اختران بی زیانی دهد. فردوسی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی