بی سرافسار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی سرافسار. [ س َ اَ ] (ص مرکب ) بی مهار. گسسته مهار.سرخود. بدخوی . (ناظم الاطباء). ◄ بدوضع. (آنندراج ). ◄ بدتربیت . (ناظم الاطباء). ◄ نااهل . (آنندراج ). ◄ نالایق . ناقابل . ◄ نامقید. (آنندراج ). ◄ تنبل و کاهل . ◄ غافل . (ناظم الاطباء).