بی سپاسی کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی سپاسی کردن . [ س ِ سی ک َ دَ ] (مص مرکب ) بی وفایی کردن . حق ناشناسی نمودن : بی سپاسی نکنی رند نمائی به از آنک به سپاسیت بپوشند بدیبا و پرند. ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی سپاسی کردن . [ س ِ سی ک َ دَ ] (مص مرکب ) بی وفایی کردن . حق ناشناسی نمودن : بی سپاسی نکنی رند نمائی به از آنک به سپاسیت بپوشند بدیبا و پرند. ناصرخسرو.