بی شوخی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی شوخی . (ص مرکب، ق مرکب ) (از: بی + شوخی ) بی مزاح . جداً. (یادداشت مؤلف ): این سخن بیشوخی می گویم ؛ بجد می گویم . از سر هزل نمی گویم .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی شوخی . (ص مرکب، ق مرکب ) (از: بی + شوخی ) بی مزاح . جداً. (یادداشت مؤلف ): این سخن بیشوخی می گویم ؛ بجد می گویم . از سر هزل نمی گویم .