بی صقال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی صقال . [ ص ِ ] (ص مرکب ) (از: بی + صقال ) مقابل صیقلی . مقابل زدوده از زنگ . تاریک . تیره : همچو این تاریک رویان روی من تیره بود و تارفام و بی صقال . ناصرخسرو. رجوع به صقال شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی صقال . [ ص ِ ] (ص مرکب ) (از: بی + صقال ) مقابل صیقلی . مقابل زدوده از زنگ . تاریک . تیره : همچو این تاریک رویان روی من تیره بود و تارفام و بی صقال . ناصرخسرو. رجوع به صقال شود.