واژه‌جو

بی طمعی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بی طمعی . [ طَ م َ] (حامص مرکب ) بی غرضی . صدق و خلوص نیت : کمال دوستی آمد ز دوست بی طمعی چه قیمت آرد آن مهر کش بها باشد. (اسرارالتوحید).

معنی بی طمعی | واژه‌جو