بی غوری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی غوری . [ غ َ / غ ُ ] (حامص مرکب ) بی دقتی . لاقیدی . بی عاری : رفت آن دوره ٔ منحوسه که کار من و تو لشی و تنبلی و لاتی و بی غوری بود. روحانی (از فرهنگ عامیانه ٔ جمالزاده ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی غوری . [ غ َ / غ ُ ] (حامص مرکب ) بی دقتی . لاقیدی . بی عاری : رفت آن دوره ٔ منحوسه که کار من و تو لشی و تنبلی و لاتی و بی غوری بود. روحانی (از فرهنگ عامیانه ٔ جمالزاده ).