بی قانون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی قانون . (ص مرکب ) (از: بی + قانون ) بدون قانون . فاقد قانون . ◄ خارج آهنگ : خدا را محتسب ما را به فریاد دف و نی بخش که ساز شرع ازاین افسانه بی قانون نخواهد شد. حافظ. رجوع به قانون شود.
فرهنگ طیفی واژهدان
بینظم، الکی، بیحساب، بیحسابوکتاب، هردنبیل، بههمریخته، پرهرج و مرج اداره نشدنی، غیرقابلکنترل، افسارگسیخته سرکش، مستبد
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی