بی قانونی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی قانونی . (حامص مرکب ) حالت و کیفیت بی قانون .
مترادف و متضاد واژهدان
آنارشی، هرجومرج، بلبشو، شلوغی بیرسمی بیسالاری بینظمی، بیضابطگی
فرهنگ طیفی واژهدان
تجاسر، تمرد، سرپیچی فقدان قانون، بینظمی، موج جنایت، آنارشیسم، هرجومرج، لینچ، غارت، غصب، استبداد، زور هیچگرایی، هیچانگاری، نیهیلیسم
واژگان فارسی سره واژهدان
بیداد، بیدات
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی