بی مرگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی مرگ . [ م َ ] (ص مرکب ) (از: بی + مرگ ) بی زوال و ابدی . (ناظم الاطباء). که نمیرد. که هرگز نمیرد. لایموت . جاودانی . انوشه . (یادداشت مؤلف ). ◄ عالم بقا. ابدیت : چنان چون بجستی ز یزدان تو جای به بی مرگ برخیز و آنجا گرای . فردوسی . رجوع به مرگ شود. ◄ کنایه از شی ٔ بادوام و محکم . ♦ امثال : ظرف مس کاشان و قالی ایرانی بی مرگ است . (یادداشت مؤلف ).