بی معین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی معین . [ م ُ ] (ص مرکب ) (از: بی + معین ) بی یار و یاور. (ناظم الاطباء) : آسمان بی معین احمد او اختران را قِران نخواهد داد. خاقانی . و رجوع به معین شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی معین . [ م ُ ] (ص مرکب ) (از: بی + معین ) بی یار و یاور. (ناظم الاطباء) : آسمان بی معین احمد او اختران را قِران نخواهد داد. خاقانی . و رجوع به معین شود.