بی منت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی منت . [ م ِن ْ ن َ ] (ص مرکب ) (از: بی + منت = منةعربی ) بدون احتیاج به درخواست . بی عرض و نیاز و التماس . بدون قبول احسان . بطور آزادی و اختیار و خالصاًلوجه اﷲ. (ناظم الاطباء). نعمت دادن بکسی و بار منت ننهادن بر او و بی من و اذی . (آنندراج ) : ترا چه باید خواند ای بهار بی منت ترا چه دانم گفت ای بهشت بی دربان . فرخی . ♦ دهنده ٔ بی منت ؛ خدای تعالی . رجوع به منت و منة شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی