بی میل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی میل . [ م َ / م ِ ] (ص مرکب ) (از: بی + میل ) بی انحراف . بی گردش بسوئی . بی چفسش . ◄ بی گرایش . بدون رغبت . بی اشتها. رجوع به میل شود.
مترادف و متضاد واژهدان
بیدل، بیرغبت، بیشوق، دلمرده، سرد بیزار، دلزده، مشمئز (متضاد: مایل، علاقهمند)
فرهنگ طیفی واژهدان
گریزان، بیرغبت، بیزار، دلزده، ناراضی، گلهمند منزجر، متنفر، مخالف، دشمن، خصمانه بیتفاوت، سیر، بینیاز، بیزار
واژگان فارسی سره واژهدان
کژتاب
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی