واژه جو

بی میانجی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بی میانجی . (ص مرکب ) (از: بی + میان + جی ) بی واسطه . (دانشنامه ٔ علائی ص ١٢٤). مقابل میانجی .

معنی بی میانجی | واژه جو