بی ناخن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خُ یا خَ) (ص مر.) بی انصاف، کسی که نفعش به کسی نمیرسد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(خُ یا خَ) (ص مر.) بی انصاف، کسی که نفعش به کسی نمیرسد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی ناخن . [ خ ُ ] (ص مرکب ) (از: بی + ناخن ) که ناخن ندارد. (یادداشت مؤلف ). ◄ بی انصاف . آنکه هیچ بهیچکس ندهد. سخت ظالم نسبت بمال زیردستان . آنکه همه خیرها خود را خواهد و بهیچکس اندکی نیز دادن نخواهد. سخت بی خیر. سخت نفع خویش خواهنده که بکسی دیگر چیزی از نفع و خیر رسیدن نگذارد. که هیچ نفعی از وی بدیگران نرسد. که همه ٔ فائدتها برای خود خواهد. که نگذارد اندک نفعی به زیردست یا معامل رسد. که هیچ برای دیگران باقی نماند و همه را خود برد. که هیچ نفعی برای کسی بجا نگذارد. (یادداشت بخط مؤلف ). ناخن خشک .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی