بی نیاز گشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی نیاز گشتن . [ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) بی نیاز شدن . مستغنی شدن . توانگر گشتن . غیرمحتاج شدن . کنوب . (منتهی الارب ). غنی . غناء. (یادداشت مؤلف ) : هر کس که قصد کرد بدو بی نیاز گشت آری بزرگواری داند بزرگوار. فرخی .