بی کاره/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(رِ یا رَ)(ص مر.)۱ - بی کار. ۲- بی هنر. ۳- ولگرد. ۴- بی فایده، بی مصرف.مترادفها و واژههای مرتبطبیمصرف، تنبل، تنپرور، کاهل، لش، مفتخوار، مهمل، ول، ولگرد، بیهودهگرد، هرزهگرد، ولو، هنجام، هیچکاره ≠ زرنگ، شاغلواژه قبلی: بی کارواژه بعدی: بیا