بی کارپوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی کارپوی . (نف مرکب ) که بیکار راه رود. که بی شغل بسر برد. که به کار تن درندهد : نه دوروی باید نه پیکارجوی نه بی دوست از دل نه بی کارپوی . (گرشاسبنامه ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی کارپوی . (نف مرکب ) که بیکار راه رود. که بی شغل بسر برد. که به کار تن درندهد : نه دوروی باید نه پیکارجوی نه بی دوست از دل نه بی کارپوی . (گرشاسبنامه ).