بی کفو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی کفو. [ ک ُف ْوْ ] (ص مرکب ) (از: بی + کفو) بی نظیر. بی مثل . بی شبه . بی عدیل . بی همال . بی مانند. بی همسر. (یادداشت مؤلف ) : به مجلس خدایگان بی کفو که نافریده همچو او خدای او. منوچهری . در امارت بده بی کفو و شبیه در وزارت شده بی مثل و نظیر. سوزنی . رجوع به کفو شود.