بی کلهی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی کلهی . [ ک ُ ل َ ] (حامص مرکب ) بی کلاهی . سربرهنگی . ◄ کنایه از ناداری منصب و مقام و مال و منال است : چه غم ز بی کلهی کآسمان کلاه من است زمین بساط و در و دشت بارگاه من است . حافظ. رجوع به کُله شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی کلهی . [ ک ُ ل َ ] (حامص مرکب ) بی کلاهی . سربرهنگی . ◄ کنایه از ناداری منصب و مقام و مال و منال است : چه غم ز بی کلهی کآسمان کلاه من است زمین بساط و در و دشت بارگاه من است . حافظ. رجوع به کُله شود.