بی کله
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی کله . [ک َل ْ ل َ / ل ِ ] (ص مرکب ) بدون کله . بدون سر. رجوع به کله شود. ◄ زودخشم (در تداول عامه ). آنکه زود خشم گیرد: فلان آدم بی کله ایست ؛ زود کج خلق شود. ♦ آدمی بی کله ؛ آنکه زود خشم آرد و از جای بشود. (یادداشت مؤلف ). ◄ بی مغز. کوته فکر.
بی کله . [ ک ُ ل َه ْ ] (ص مرکب ) مخفف بی کلاه . ◄ کلاه علامت منصب و مقام است و بی کلاهی کنایه از فقد مقام . در مقابل کلاهدار و صاحب کلاه کنایه از صاحب تاج است به معنی پادشاه : مبین حقیر گدایان عشق را کاین قوم شهان بی کمر و خسروان بی کلهند. حافظ.