بی کمر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی کمر. [ ک َ م َ ] (ص مرکب ) (از: بی + کمر) بی کمربند. ◄ کمر مانند کلاه علامت منصب و مقام بوده است و بی کمر کنایه از فاقد منصب و مقام است : مبین حقیر گدایان عشق را کاین قوم شهان بی کمر و خسروان بی کلهند. حافظ. رجوع به کمر شود.