بی گروه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی گروه . [ گ ُ ] (ص مرکب ) (از: بی + گروه ) بی جمعیت . بی همراهان . بتنهایی : سکندر چو بشنید شد سوی کوه بدیدار بر تیغ شد بی گروه . فردوسی . رجوع به گروه شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی گروه . [ گ ُ ] (ص مرکب ) (از: بی + گروه ) بی جمعیت . بی همراهان . بتنهایی : سکندر چو بشنید شد سوی کوه بدیدار بر تیغ شد بی گروه . فردوسی . رجوع به گروه شود.