بیخگوشی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بیخ گوشی . [ خ ِ ] (ص نسبی ) نجوی . آهسته سخن گفتن چنانکه دیگری نشنود. ♦ بیخ گوشی حرف زدن ؛ بیخ گوشی صحبت کردن . بیخ گوشی گفتن . و رجوع به ترکیبات بیخ ذیل بیخ شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی