بیرون بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
خارج بودن، ازدور خارج بودن عارضی بودن قاب کردن، درمیان گرفتن بیرون رفتن، اوت شدن، خارج شدن بیرون آمدن، بیرون زدن، سر زدن، سر برآوردن، برآمدن، جوشیدن، سر رفتن، خارج شدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
خارج بودن، ازدور خارج بودن عارضی بودن قاب کردن، درمیان گرفتن بیرون رفتن، اوت شدن، خارج شدن بیرون آمدن، بیرون زدن، سر زدن، سر برآوردن، برآمدن، جوشیدن، سر رفتن، خارج شدن