واژه جو

بیرون تاختن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بیرون تاختن . [ ت َ ] (مص مرکب ) خارج شدن از شهر یا قلعه بقصد حمله . برون تاختن . رجوع به برون تاختن شود.

معنی بیرون تاختن | واژه جو