واژه جو

بینی پاک کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بینی پاک کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بینی افشاندن . بینی گرفتن . آب بینی خود را بدستمال و غیره زدودن . امتخاط. تمخط. مخط. (تاج المصادر بیهقی ). ♦ امثال : بینی پاک کن پس حدیث ما کن . (از اسرارالتوحید).

معنی بینی پاک کردن | واژه جو