بیهس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بیهس . [ ب َ هََ ] (اِخ ) بدون الف و لام، نام مردی که مثل است در گرفتن قصاص . (منتهی الارب ).
بیهس . [ ب َ هََ ] (ع اِ) شیر.(منتهی الارب ). از صفات شیر است و از آن اسمی مشتق شده است . (از لسان العرب ). ◄ (ص ) مرد دلیرو شجاع . ◄ زن خوشرفتار. (منتهی الارب ).
بیهس . [ ب َ هََ ] (اِخ ) ابوبیهس، کنیه ٔ هیصم بن جابر خارجی است . (منتهی الارب ). رجوع به ابوبیهس شود.