تاب و توش/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بُ) (اِمر.) ۱- تاب و توان. ۲- وسایل زندگی، اسباب معیشت.واژه قبلی: تاب و توانواژه بعدی: تاباق