تاب و توان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بُ تَ) (اِمر.) قدرت، نیروی مقاومت.مترادفها و واژههای مرتبطتاب و توش، توانایی، قدرت مقاومت، یاراییواژه قبلی: تاب داشتنواژه بعدی: تاب و توش