تابتا
/vâže/
لغتنامه دهخدا (نسخه SQL)
تابتا. [ ب ِ ](ص مرکب ) لنگه به لنگه . که یک شکل نباشد: چشمهایش تابتاست، کفشهایم تابتا شده است . رجوع به «تا» شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا (نسخه SQL)
تابتا. [ ب ِ ](ص مرکب ) لنگه به لنگه . که یک شکل نباشد: چشمهایش تابتاست، کفشهایم تابتا شده است . رجوع به «تا» شود.