تابیده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهمترادف و متضاد واژهدانمترادف و متضاد واژهدانمفتول تافته، تفته، سرخ شده، گداخته تاب داده، پیچیده تاب برداشته، کجمترادفها و واژههای مرتبطمفتولتافته، تفته، سرخ شده، گداختهتاب داده، پیچیدهواژه قبلی: تابیدنواژه بعدی: تابدار