تاجه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تاجه . [ ج َ ] (اِخ ) نام رودیست در اندلس (اسپانیا) که شهر طلیطله بر کنار آنست . شطی است در اسپانیا و پرتقال که «ارنجویس » و «طلیطله » و «طلبیره » را مشروب می سازد و به اقیانوس اطلس می ریزد و در مصب وسیع آن شهر «لیسبون » قرار دارد. طول این شط در حدود ١٠٠٠ کیلومتر است . حمداﷲ مستوفی در نزهةالقلوب آرد: آب تاجه، در صورالاقالیم آمده که آب تاجه آنست که از کوههای اندلس و طلیطله و شعب برمی خیزد و آبی بزرگ است نزدیک بدجله بود و بدین ولایت گذشته بدریا می ریزد و طولش صد فرسنگ باشد. (نزهة القلوب چ گای لیسترانج ج ٣ ص ٢١٣)... طلیطله، شهری است بر سر کوهی بلند و اکثر عماراتش از سنگ کرده اند بنزدیک نهر تاجه است و آن رود در بزرگی بدجله نزدیک بود... (نزهة القلوب چ گای لیسترانج ج ٣ ص ٢٦٩).
تاجه . [ ج َ ] (اِخ ) مؤلف قاموس الاعلام ترکی آرد: بقول مشهور دختر ذوشفره از ملوک یمن است . جنازه ٔ او را مدتها پس از مرگش یافتند در حالیکه غرق در جواهر گرانبها بوده و لوحه ٔ سنگی در مزارش پیدا شد که از آن چنین برمی آمد که وی از قحطی مرده و حاضر بود یک پیمانه ٔ طلا و مروارید و انواع دیگر جواهر را در ازاء یک پیمانه آذوقه بدهد ولی موفق نشد، و همه ٔ این سخنان را از زبان خود او نقل کرده اند.