تاذفی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تاذفی . [ ذِ ] (ص نسبی ) منسوب به تاذف .
تاذفی . [ ذِ ] (اِخ ) ابوالماضی خلیفةبن مدرک بن خلیفة تمیمی تاذفی . سلفی از وی در رحبة شعر نوشت، و او از اهل ادب بود. (از معجم البلدان : تاذف ).
تاذفی . [ ذِ ] (اِخ ) یوسف بن عبدالرحمن بن حسن تاذفی . مردی دانشمند بود. وی بسال ٨٢٦ هَ . ق . در تاذف متولد شد و در حلب پرورش یافت و در همان جای بسال ٩٠٠ هَ . ق . وفات یافت . او راست : «مفاتیح الکنوز». (از الاعلام زرکلی ج ٣ ص ١١٨١).